سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
287
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
قسم مىشود ، خداى تعالى اين ملك را به شمشيرهاى ما مفتوح نموده وما را مالك آن كرده ؟ ! عبد الرحمن گفت : خاموش ، اگر أمير خواهد همه سواد را ضبط نمايد . اشتر با أو سخت شد وترشى كرد ، وتمام أهل كوفه به حمايت اشتر وبه پاس زمينهاى خود بر عبد الرحمن بلوا كرده آنقدر كوفتند وزدند كه بر پهلوى خود افتاد ، وسعيد اين ماجرا را به عثمان نوشت ، عثمان نوشت كه : اشتر را با جمعى كه اعانه أو كرده بودند از كوفه به سوى شام اخراج نمايد ، در شام رفتند وتا فتنه قتل عثمان همانجا ماندند ، وآخر سعيد بن أبي العاص به مدينه گريخته آمد ، وبند وبست كوفه از أو سرانجام نشد ، ومردم بر أو بلوا نموده خروج نمودند ، ودر اين وقت سرداران كوفه براي اشتر نوشتند كه : برادران مسلمانان تو [ همه ] ( 1 ) يك عهد ويك قسم شدهاند وسعيد را برآورده ، اراده خروج بر عثمان دارند ، اين وقت را غنيمت دان وخود را به ما برسان كه به اتفاق اين مهم را پيش بريم . اشتر به عجله تمام در كوفه رسيد وثابت [ بن ] ( 2 ) قيس را كه كوتوال شهر بود زده برآوردند ، واشتر وجميع عساكر كوفه مجتمع شده سوگند ياد كردند كه : من بعد اين عمال عثمان را در كوفه آمدن ندهند . آخر عثمان ناچار شده به موجب فرمايش ايشان ، أبو موسى اشعرى را به صوبه دارى كوفه فرستاد .
--> 1 . زيادة از مصدر . 2 . زيادة از مصدر .